close
تبلیغات در اینترنت
داستان کوتاه من و حمام و دختر همسایه

مختصري از سايت

با سلام خدمت بازدید کنندگان . هزینه برای قرار دادن بنر شما در سایت با هر سایز و اندازه روزی 100 تومان میباشد برای قرار گرفتن بنر و تبلیغ شما در سایت پس از پرداخت نمودن وجه به اندازه روزهای درخواستی کد بنر یا آدرس و لینک آن را در نظرات وارد کنید تا در کمترین زمان ممکن در سایت قرار گیرد (فرم پرداخت در ستون سمت چپ سایت) با تشکر مدیر سایت

موضوعات

  • كنكورهاي آزمايشي
  • كنكور سراسري
  • كنكور خارج از كشور
  • جزوات آموزشي
  • كارشناسي ارشد
  • مقاله ها
  • امتحان نهايي
  • sms
  • games
  • ايرانسل
  • همراه اول
  • دانلود کتاب
  • نرم افزار
  • فایل های ویدیویی
  • فروشگاه اینترنتی
  • ابزار سایت و وبلاگ
  • سایر موضوعات
  • عکس
  • ترفند ها
  • آرشيو سايت

    خبرنامه

    براي اطلاع از آپديت شدن سايت در خبرنامه سايت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    آمارسايت

     

g4p.ir تعداد مطالب : 454
     

g4p.ir نظرات : 43
     

g4p.ir تعداد اعضا : 330
     g4p.ir افراد آنلاين : 4
     

g4p.ir بازديد امروز : 1,052
     

g4p.ir بازديد ديروز : 1,708
     

g4p.ir بازديد هفته : 3,669
     

g4p.ir بازديد ماه : 20,802
     

g4p.ir بازديدکلي : 1,544,719
     

g4p.ir ورودي گوگل امروز : 1
     

g4p.ir ورودي گوگل ديروز : 2

    فيد خوان سايت

    مشترک فيد ما شويد

    جستجو

    مطالب تصادفي

    اطلاعات کاربري

     g4p.ir
     

g4p.ir عضو شويد

    نام کاربری :
    رمز عبور :

     

g4p.ir فراموشي رمز عبور؟

     

g4p.ir عضويت سريع
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

    پرداخت هزینه تبلیغات در سایت


    مبلغ مورد نظر (به تومان) :


    نام پرداخت کننده :

    دانلود آسان

    ارسال مطلب

    شما 

نیز نویسنده سایت ما باشید

    http://up.g4p.ir/Pictures/g4p/img/new.gif شما هم جزء کسانی‌ باشید که می‌خواهید مطلب خود را منتشر کنید با ارسال مطلب خود میتوانید یکی‌ از ارسال کنندگان سایت باشید تنها با فشار دادن ارسال مطلب شما هدایت میشوید به بخش ارسال‌ها و مطلب خود را ثبت کنید .
    ابتدا در سایت عضو شده تا پنل کاربری برای ارسال مطلب برای شما ایجاد گردد.

    ارسال

    کوتاه کننده لینک

    کوتاه کننده لینک» لینک بلند و طولانی خود را در کادر زیر وارد کرده و بر روی "کوتاه کن" کلیک کنید.

    MP3 Player بی سیم

    MP3 Player بی سیم
    MP3 Player بی سیم با طراحی بی نظیر
    خیره کننده و بسیار کم حجم. پرفروش ترين محصول الكترونيكي سال 2012 در امريكا و اروپا.
     با سیم های دست وپا گیر هدستهایی که جداگانه به ام پی تری پلیر  متصل می شوند خداحافظی کنید ...
    آیا از سیمهای دست وپا گیر هدستهای معمولی خسته شده اید؟ آیا به یک MP3 Player با کیفیت و حافظه عالی نیاز دارید؟ آیا دوست دارید بدون دردسر وبا وسیله ای کم حجم وبا کیفیت موزیکهای مورد علاقتان را گوش کنید؟ ام پی تری پلیر بی سیم همه این امکانات را برای شما فراهم کرده است. با کیفیت استثنایی و سيستم پخش پر قدرت.
    اين پخش کننده بصورت پلاستيکي بوده و بر خلاف پخش کننده هاي قبلي نياز به سيمهاي اضافي و دست و پاگير ندارد ...

    روش خرید : برای خرید پس از کلیک روی دکمه زیر و تکمیل فرم سفارش، ابتدا محصول مورد نظر را درب منزل یا محل کار تحویل بگیرید، سپس وجه کالا و هزینه ارسال را به مامور پست بپردازید. جهت مشاهده فرم خرید، روی دکمه زیر کلیک کنید.
    قیمت فقط : 26,000تومانخرید پستی MP3 Player بی سیم

    آخرين ارسال هاي انجمن

    عنوان پاسخ بازديد توسط
     

g4p.ir سر منشأ همه جوكهاي قزويني صاحب اين عكسه + ببينيد 2 2122 nadi
     

g4p.ir بیاتو باتو ام اره بابا خودتو بیا دیگه چیکار میکنی بیا دیگه 1 1166 gozal
     

g4p.ir ميگن خالق فوتوشاپ بعد از ديدن اين عکس خود کشي کرده...!!!! 2 2050 2887766
     

g4p.ir جملات و داستان هاي زيبا، پند آموز و تأمل انگيز 27 4500 saba56
     

g4p.ir این خانم عکاس محجبه چکار میکنه ؟! / عکس 2 2125 ghader
     

g4p.ir زندگی عجیب زنی با 4 پا ! + عکس 0 1235 eblis
     

g4p.ir تجاوز مرد پاکستانی به دخترش + عکس 0 1648 eblis
     

g4p.ir بازداشت 93 نفر به دلیل شایعه پایان جهان! 0 998 eblis
     

g4p.ir حامله شدن یک دختر ۱۰ ساله + عکس 0 1868 eblis
     

g4p.ir این شیر رو یادتونه؟ 0 1107 morteza
     

g4p.ir دانلود گلچین مداحی شور ( حاج مهدی اکبری ) (مداحی امام حسین) 0 1103 eblis
     

g4p.ir دانلود گلچین مداحی امام حسین (کربلایی حمید علیمی) 0 981 eblis
     

g4p.ir مرورگر پر سرعت Opera Mini v6.52 4 1707 morteza
     

g4p.ir لباس عجیب یک نخست وزیر در تهران +عکس 1 1543 rezafan
     

g4p.ir دستگیری دختر ۲۰ساله ای که از پسر ۱۴ساله باردار شد!! + عکس 3 2384 rezafan
     

g4p.ir کشف گونه جدید از ماهی‌هایی که راه‌ می‌روند + عکس 2 1487 rezafan
     

g4p.ir مرغی که با سر بریده زندگی می کند! + عکس 2 1746 eblis
     

g4p.ir زنده‌ ماندن زني‌ كه سر از تنش جدا‌شد! +عکس 1 1688 candygirl
     

g4p.ir پیدا شدن انگشت دست انسان در بسته همبرگر + عکس 0 1261 eblis
     

g4p.ir سمند کوپه...(عکس) 1 1409 ali7

    داستان کوتاه من و حمام و دختر همسایه

    ابزار گرافيک 1088 ابزار 

طراحي

    عروسی دختر همسایمون -صاحبخونه- بود و مردونه رو انداخته بودن خونه ی ما (طبقه بالا) و قرار شد من توی اتاق خواب بمونم تا مردها ناهارشونو بخورن و برن. من تو اتاق خودمو با کامپیوتر سرگرم  کردم. مهمونا کم کم وارد میشدن و من صداشونو میشنیدم… همینطور اضافه میشدن … قرار بود ۲۵ نفر باشن اما نزدیک ۱۰۰ تا بودن! یا خدا! منم قفل در اتاقم خراب بود و هر لحظه میترسیدم که یکی بپره تو اتاق! وای!!

    از ترسم رفتم یه متکا انداختم پشت در که هرکی مثلاً خواست وارد اتاق شه ، تلاشش بیهوده باشه! هیچی! اومدم با استرس پشت کامپیوتر نشستم و اصلا نفمهیدم چیکار میکنم! همینجوری مشغول بودم که از تو پذیرایی صدای چندتا پسر بچه ی تخس رو شنیدم… خدایا ارحمنی! شرارت از صداشون می بارید! مطنئن بودم فضولیشون گل میکنه و میان سمت اتاق…! اصلاً اجازه ندادن این فکر کامل از سرم خطور کنه! دیدم دستگیره ی در داره بالا پایین میشه… خدایا تو که دوسم داشتی! حالا چیکار کنم چیکار نکنم؟!….. در اسرع وقت پریز کامپیوترو کشیدم و پریدم تو حموم! خدارو شکر متکاهه کار خودشو کرد و حداقل باعث شد چند ثانیه دیر تر وارد اتاق بشن. من تو حموم چمباتمه زده بودم ، چراغ هم خاموش بود و دستگیرشو هم از داخل انداخته بودم که وارد حموم نشن حداقل! والا!

    صداشونو می شنیدم و حرص میخوردم! خدا رو شکر همه چیو جمع کرده بودم انداخته بودم تو کمد دیواری وگرنه باید فاتحه شونو میخوندم! آخه آدم اینقدر فضول!؟؟؟ اینا ننه بابا ندارن که بهشون بگه نکن زشته؟! چی بگم والا؟! همینجوری مثل بز نشسته بودم روی دوتا پاهام ( آخه یکی نیست بگه مگه چهارتا پا داری که رو دوتاش نشستی؟ )

    کف حموم خیس بود و نمیشد روی نشیمنگاه نشست و اگر هم بلند میشدم سایه م از شیشه مشجر معلوم میشد! میشد با این روش اونا رو ترسوند ، اما میرفتن ننه باباشونو (اگه داشتن!) صدا میکردن و آبروی نداشته ی منم میرفت پی کارش!

    تصمیم گرفتم مثل بز ، نه بز رو یه بار گفتم تکراری میشه! مثل مرغ پرکنده همونجا بشینم و به شانس و اقبال خودم فحش های +۱۸ بدم و صد البته به اون بچه های فضول و عمه هاشون!

    تو همین اوضاع اسفناک بودم که یهو در حموم تکون خورد! وای خدا اینا دیگه چه تخسایی هستن! اگه میشد با ژیلت خودکشی کرد حتماً این کارو میکردم! ولی خدا رو شکر اون صحنه ی ترسناک تموم شد و به نظر رسید که از اتاق رفتن بیرون و در رو هم پشت سرشون بستن!

    نفس عمیقی کشیدم و  بلند شدم! پاهام بدجوری کرخت شده بود! آخرین باری که پاهام اینجوری شده بود ، چندسال پیش موقع آزمون عملی آمادگی دفاعی بود که انقد بشین پاشو رفتم تا نزدیکی مرز افلیجیت رسیدم!! اما الآن خدا رو شکر میکنم فقط پاهام درد گرف و اتوبوسمون تصادف نکرد…

    بگذریم

    دستگیره ی در حموم رو آزاد کردم و در رو  کشیدم طرف خودم… یه بار ، دو بار.. نمیومد!!! از بیرون بسته بود!! دهـــنـــتـــونو….. معاینه فنی! دستگیره ی در رو از بیرون بسته بودن! چیکار میکردم؟! خدایا یه تیغ تیز محصولی از لامیران… نه! چندتا سوسک از تو چاه بفرست بالا من سکته رو کامل بزنم ، نمیخوام خون راه بیفته. حال منو تصور کنید تو اون لحظه… خودتونو جای من بذارید…

    نشستم کف و حموم و بی توجه به خیسی کفِ ش شروع کردم به گریه… ساعت تقریباً ۱۱:۳۰ بود و مهمونا قرار بود ساعت ۱ ناهار بخورن و بعدش برن! یعنی رســماً ۲ ساعتی رو تو حموم تاریک و مبهم زندونی بودم! کلید برقش هم بیرون بود و من دستم از بیرون کوتاه بود!

    تو همون حال و هوا واسه خودم افکار خنگولانه میساختم!

    نکنه از چاه حموم اژدها بیاد بیرون!

    هری پاتر icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    اژدهای دلتورا icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    آخه این چه فکریه میکنی تو منگول خان! نکنه عروس و داماد بخوان بیان تو حموم ما دوش بگیرن!!!!! این دیگه آخرش بود!

    یهو یه فکری به سرم زد و تصمیم گرفتم مثل این فیلما با لباس برم زیر دوش! صحنه ی حالبی میشدا! بشین بابا تو هم!

    خلاصه اون دو ساعت هم عمر مفید ما تو حموم گذشت و من خوابم برد که به گفته ی مامانم ، بابا و مامانم اومدن تو اتاق و منو نیافتن ، وقتی مامانم در حموم رو باز کرد جیغ کشید و من پریدم! مثل این فیلما شده بود ، وقتی در سلول رو باز میکنن  و نور چشم زندونی رو میزنه! همونجوری شده بود! زیر لب مثل زخمی ها گفتم “ما…ما..ن”! چی شنیدم؟

    - مامان و زهر مار! چشمم روشن! دیگه کارِت به جایی رسیده که خودکشی میکنی؟! اگه عاشقشش بودی چرا زودتر نگفتی؟!

    - عاشق کی مامان ؟ چی میگی؟

    - مرض! خودتم میدونی منظورم شقایقه (دختر همسایه که امروز عروسیش بود)

    - شقایق کدومه مامان منو حبس کردن!

    - پاشو پاشو واسه من فیلم بازی نکن! پسره ی الدنگ!

    - مامان….!

    - مامان و زهر هلاهل! خودتو جمع کن خرس گنده! بیا لباساتو جمع کن یه دوش بگیر از این کثافت در بیای!

    من icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    بابام در حال نظاره icon biggrin داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    مامان : ضمناً! با شریفه خانم (مامانِ شقایق) صحبت کردم که شیما (خواهر کوچیکه ی شقایق) رو برات نشون کنم اونم موافقت کرد. شیما هم مثل شقایق ، خانومه ، غصه نخور!!!

    من icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    دوباره من icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    همچنان من icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه

    شیما سیبیل icon smile داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه ))

    من icon neutral داستان کوتاه منو حمام و دختر همسایه



    * برچسب ها : داستان خنده دار داستان طنز

    :: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5

    * ارسال شده درتاريخ چهارشنبه 09 بهمن 1392 | نظرات نظرات ()
    * نويسنده نويسنده: Admin

    مطالب مرتبط

    ارسال نظر براي اين مطلب


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی

    محصولات پر فروش


    ابزار وبلاگکوتاه کننده لینکdownload

    گوگل پلاس

    دانلود نرم افراز